السيد الخميني
115
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
بود ، نه مطبوعاتشان آزاد - نه حالا ، كه شما خيال كنيد ؛ زمان رضا شاه هم همين بود - و من يادم است ؛ نه مطبوعات ما آزاد بود ، نه مردم در حرفهايشان آزاد بودند ، نه تبليغات آزادى داشتيم ، نه اهل منبر ما مىتوانستند يك مطلب حقى بگويند ، نه علماى ما مىتوانستند يك مطلبى بگويند ، نه بازارى و دانشگاهى و جبهههاى سياسى مىتوانستند يك حرفى بزنند . يك كلمه مىگفتند جايشان توى زندان بود ، و آن زجرها و آن بساط و اره كردن پاى [ زندانى ] و اين مسائلى كه شنيديد ؛ سوزاندن ، مثلًا يك آدمى را داغ كردن ، خواباندنش روى يك جايى زيرش را ظرف گذاشتن و سرخ كردن ، اين طور چيزها بود در كار . متخصصين ، از قرارى كه مىگويند ، متخصصين اسرائيلى ، مىآمد [ ند ] براى اينكه كيفيت زجر مردم را [ ياد بدهند ] متخصص مىآوردند كه چه جورى زجر روحى بكنند ، چه جورى زجر جسمى . اين طور نقل مىكنند . ملت انقلابى - ايران انقلابى يك همچو مملكت پر زحمتى كه مردم ديگر خسته شدند ، مردم ديگر به جان آمدند ؛ و لهذا جوانهايشان را دارند مىبينند كه كشته دارد مىشود ، مع ذلك پدر مىگويد كه نه ، من مفتخرم كه در راه خدا ، در راه آزادى مملكتم ، يك همچو چيزى شده است . مردم اين طور الآن شدهاند ؛ و اينكه به جان آمدهاند مادرها ؛ بعضى شان پيش من آمدند و اظهار اين معنى را كردند كه نه ، ما راضى هستيم ، ما فدايى دادهايم ؛ چطور است ؛ و خداوند ، ان شاء اللَّه ، اجر به آنها عنايت كند . الآن اين مملكت ايران يك مملكت انقلابى [ است ] و مردم شدهاند يك مردم انقلابى ؛ و اين مردم انقلابى را به اين چيزها نمىشود ساكت كرد . اينها آنچه كه مىخواهند كه عبارت از آن قدم آخر است كه دست خيانتكارِ اجانب از مملكتشان كوتاه بشود و همهء مقدرات مملكت دست خودشان باشد ، خودشان اداره كنند مملكتشان را ، خودشان اداره كنند فرهنگشان را ، خودشان اداره كنند نظامشان را ؛ همه ، دست خودشان باشد ؛ يك همچو چيزى مقصد عمومى ملت ماست و مثل سيل خروشان دنبال اين مطلب دارند مىروند و كسى نمىتواند ديگر جلوى اينها را بگيرد ؛ و لهذا الآن [